زیبائیهای زندگی

 Lilypie Expecting a baby Ticker
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

دوستان

 

آرشيو مطالب

 




فتبارک الله احسن الخالقین

دختر ما در کمال سلامت در تاریخ ١١/٠۶/٨٨ قدم به این دنیای فانی ما گذاشت

هرگز در زندگی عظمت قدرت خداوند رو اینطور حس نکرده بودم


۱۳۸۸/٦/٢٠ توسط 



پناه من

خدایا دوستت دارم ،دوستم داشته باش .

کمکم کن تا محکم و صبور باشم و به خاطر موجود نازنینی که به این دنیا دعوت کردم بتونم با مشکلات رو به رو بشم و اونا رو با نهایت تدبیر و به بهترین شکل ممکن از سر راه زنگی این فرشته الهی کنار بزنم .

خدایا بعد از تو من پشت و پناهش هستم پس به من این قدرت رو بده تا همیشه آغوشی گرم و پشتوانه ای استوار براش باشم .

کمکم کن تا همیشه با تمام وجود دوستش داشته باشم و بهش کمک کنم تا بهترینها رو در زندگی انتخاب و تجربه کنه .

خدایا بهم صبر و آرامش بده وپشت و پناه من باش تا بتونم پناه و تکیه گاه این موجود کوچولو باشم.

 ازت به خاطر تمام نعمتهایی که به من دادی هزاران بار متشکرم .

این روزا بیشتر احساسش می کنم و گاهی با حرکت محکمی که می کنه درد شدیدی رو توی شکمم حس می کنم

پریروز برای دیدن نوزاد تازه به دنیا اومده دختر عمو لاله رفته بودم خونشون . دختر کوچولوی اونا خیلی ریزه میزه بود من حتی جرات نکردم یه بار بغلش کنم . کاش دختر کوچولوی من درشت تر و تپل مپل باشه .

روز به روز برای دیدنش بی تاب تر میشم و از خدا براش سلامتی آرزو می کنم .


۱۳۸۸/٥/٢٤ توسط 



انتظاری شیرین

من و آقای همسرم بس صبرانه منتظر ورود فرشته ای الهی هستیم تا زندگی پر از مهر دو نفری ما رو زیباتر و گرمتر کنه

   --دیروز

 آقای همسر : نی نی ما کی به دنیا می آد ؟

من : دو ماه دیگه

آقای همسر : خیلی دیره

من : خوب نمیشه عجله کرد باید صبر کنی !! برای چی ؟ دلت می خواد زودتر به دنیا بیاد ؟

آقای همسر : آره دلم می خواد ببینم چه شکلیه ، چه جوریه

من : مطمئن باش خوشگل و دوست داشتنیه من قول میدم خیال باطل

تقریبا هر روز صبح که از خواب بیدار میشه خوابی که شب قبل دیده رو برام تعریف می کنه که صد در صد نی نی هم توی همه خوابها حضور داره و گاهی نقش اصلی رو بازی می کنه که البته نصفش بی سر و ته هستند ابرو

از خدا می خوام تا این انتظار شیرین ، پایان شیرینی هم داشته باشه و به ما یه دختر زیبا و سالم و صالح ببخشه

لااقل من تو قولی که دادم نمونم


۱۳۸۸/٤/۱۱ توسط 



اسباب کشی

این روزا حوصله ام خیلی کم شده و کارهام هم خیلی زیاد شده

این سه چهار هفته اخیر شدیداً درگیر اسباب کشی بودم

خیلی خسته شدم. در شرایط عادی هم  جا به جایی سخته چه برسه به وضعیت من که حالا توی هفته 30 بارداری هستم

حالا نی نی عزیز ما اتاق خصوصی داره که باید کاملا مرتب و آماده ورودش بشه

آقای همسر یه فرش و لوستر برای اتاقش خرید و لوستر رو نصب کرد ، هردو ازش متشکریم  بابای مهربون   قلب

دیشب 16 نفر مهمان داشتم دو تا از خواهرشوهرا و جاری و مادر شوهرم

مهمانها خیلی بهم کمک کردند ازشون ممنونم ولی باز هم کارهام زیاد بود

امیدوارم خستگی این مدت روی نی نی تاثیر بدی نداشته باشه

به هر حال سختیها گذشت و حالا حال هر دومون خوبه. خدا جون ازت متشکرم . 

 


۱۳۸۸/٤/۳ توسط 



شروع

 

امروز توی یه روز آروم و زیبای بهاری این وب لاگ رو ایجاد کردم تا همه خاطرات زندگی رو چه زشت و چه زیبا اینجا بنویسم تا شاید روزی از اشتباهاتم عبرت بگیرم و از خوبیهای زندگی لذت ببرم .

 من در یکی از زیباترین مراحل زندگی یک زن قرار دارم و قراره به زودی مادر بشم .

امیدوارم لیاقت این موهبت الهی رو داشته باشم و این مسئولیت رو تا آخر عمرم به بهترین شکل ممکن به انجام برسونم .  


۱۳۸۸/۱/٢٥ توسط 



Blog Skin